مقالات
 
نويسندگان
جستجو
آخرين مطالب
رفتن به محتوا دانلود پايان نامه سايت مرجع دانلود پايان نامه كارشناسي ارشد- همه رشته ها دانلود پايان نامه ارشد:ارتباط بين مديريت سود و عدم تقارن اطلاعاتي در طي مراحل چرخه عمر … پايان نامه تحصيلي جهت اخذ درجه كارشناسي ارشد (M.Sc.) رشته : حسابداري عنوان : ارتباط بين مديريت سود و عدم تقارن اطلاعاتي در طي مراحل چرخه عمر شركت استاد راهنما : دكتر عباس ادهم زمستان ۱۳۹۳ براي رعايت حريم خصوصي نام نگارنده پايان نامه درج نمي شود (در فايل دانلودي نام نويسنده موجود است) تكه هايي از متن پايان نامه به عنوان نمونه : (ممكن است هنگام انتقال از فايل اصلي به داخل سايت بعضي متون به هم بريزد يا بعضي نمادها و اشكال درج نشود ولي در فايل دانلودي همه چيز مرتب و كامل است) فهرست مطالب عنوان صفحه چكيده …………………………………………………………………………………………………. ۱ فصل اول: كليات پژوهش ۱-۱)مقدمه. ۳ ۱-۲) بيان مسئله. ۳ ۱-۳) ضرورت انجام پژوهش… ۶ ۱-۴) اهداف پژوهش… ۶ ۱-۵) فرضيه هاي پژوهش… ۷ ۱-۶) روش پژوهش… ۶ ۱-۷) قلمرو پژوهش… ۷ ۱-۸) جامعه و نمونه آماري.. ۷ ۱-۹) روش گردآوري اطلاعات.. ۷ ۱-۱۰) ابزارهاي گردآوري وتحليل اطلاعات.. ۸ ۱-۱۱) تعريف مفاهيم واصطلاحات پژوهش… ۸ ۱-۱۲) خلاصه فصل اول …………………………………………………………………………………..۹ فصل دوم: مباني نظري ومروري بر پيشينه پژوهش ۲-۱) مديريت سود ……………………………………………………………………………………۱۱ ۲-۱-۱) مقدمه. ۱۱ ۲-۱-۲) مباني نظري پژوهش ….……………………………………………………………………….. ۱۱ ۲-۱-۳) تاريخچه مديريت سود. ۱۲ ۲-۱-۴) نظريه هاي مديريت سود. ۱۳ ۲-۱-۵) تعريف مديريت سود. ۱۷ ۲-۱-۶) حدود و دامنه مديريت سود. ۱۸ ۲-۱-۷) انواع مديريت سود. ۲۱ ۲-۱-۸) انگيزه هاي مديريت سود. ۲۳ ۲-۱-۸-۱) انعقاد قرارداد بين مالك و مدير. ۲۴ ۲-۱-۸-۲) طرح هاي پاداش مديران. ۲۴ ۲-۱-۸-۳) قرارداد با بستانكاران. ۲۵ ۲-۱-۸-۴) هزينه هاي سياسي.. ۲۵ ۲-۱-۸-۵) انگيزه هاي مالياتي.. ۲۶ ۲-۱-۸-۶) تغييرات در مديران ارشد اجرائي.. ۲۶ ۲-۱-۸-۷) انگيزه هاي مربوط به نخستين عرضه عمومي.. ۲۷ ۲-۱-۸-۸) اندازه شركت.. ۲۷ ۲-۱-۸-۹) ساختار مالكيت.. ۲۸ ۲-۱-۸-۱۰) جريان هاي نقد آزاد(FCF) 28 ۲-۱-۸-۱۱) ساير محركها ۲۹ ۲-۱-۹) ديدگاههاي موافقان و مخالفان مديريت سود. ۲۹ ۲-۱-۹-۱) ديدگاه موافقان. ۲۹ ۲-۱-۹-۲)ديدگاه مخالفان ………………………………………………………………………………..۳۰ ۲-۱-۱۰) ابزارهاي مديريت سود. ۳۰ ۲-۱-۱۱)مديريت سود وكيفيت افشاء. ۳۲ ۲-۱۲) روشهاي كشف مديريت سود بر مبناي اقلام تعهدي …………………………………………۳۳ ۲-۲) عدم تقارن اطلاعاتي …………………………………………………………………………..۳۸ ۲-۲-۱) مقدمه. ۳۸ ۲-۲-۲) شكل گيري مفهوم عدم تقارن اطلاعاتي.. ۳۹ ۲-۲-۳) تعاريف عدم تقارن اطلاعاتي …………………………………………………………………….۴۰ ۲-۲-۴) اقسام عدم تقارن اطلاعاتي.. ۴۲ ۲-۲-۴-۱) گزينش نادرست.. ۴۳ ۲-۲-۴-۱-۱) غربال كردن. ۴۴ ۲-۲-۴-۱-۲) علامت دادن. ۴۵ ۲-۲-۴-۲) خطر اخلاقي.. ۴۵ ۲-۲-۵) علل وقوع پديده عدم تقارن اطلاعاتي.. ۴۶ ۲-۲-۵-۱) آشوبگران و نقدبازان بازار. ۴۸ ۲-۲-۵-۲) اطلاعات نا متقارن(به ويژه وجوداطلاعات محرمانه) ۴۸ ۲-۲-۶) اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام ………………………………………………….۴۹ ۲-۲-۶-۱) اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش مطلق سهام. ۴۹ ۲-۲-۶-۲) اختلاف قيمت پيشنهادي خريد وفروش نسبي سهام. ۵۰ ۲-۲-۷) مباني نظري تفاوت قيمت پيشنهادي خريد و فروش… ۵۰ ۲-۳) چرخه عمر شركت ………………………………………………………………………………….۵۳ ۲-۳-۱) مقدمه. ۵۳ ۲-۳-۲) چرخه عمر شركت.. ۵۴ ۲-۳-۳) مراحل چرخه عمر شركت ……………………………………………………………………….۵۴ ۲-۳-۳-۱) مرحله تولد يا ظهور. ۵۵ ۲-۳-۳-۲) مرحله رشد. ۵۵ ۲-۳-۳-۳) مرحله ي بلوغ. ۵۶ ۲-۳-۳-۴) مرحله افول يا سكون. ۵۶ ۲-۳-۴) ارتباط بين مديريت سود و عدم تقارن اطلاعات در چرخه عمر شركت : ۵۷ ۲-۳-۵) خلاصه فصل دوم ………………………………………………………………………………..۵۹ فصل سوم : روش شناسي پژوهش ۳-۱) مقدمه. ۷۸ ۳-۲) روش پژوهش… ۷۸ ۳-۳) فرضيه هاي پژوهش… ۷۸ ۳-۴) مدل مفهومي پژوهش… ۷۹ ۳-۵) جامعه و نمونه آماري.. ۷۹ ۳-۶) قلمرو پژوهش… ۸۰ ۳-۷) روش گردآوري اطلاعات.. ۸۰ ۳-۸) تعريف عملياتي متغيرها و نحوه اندازه گيري آنها ۸۰ ۳-۹) روش تجزيه و تحليل داده ها ۸۷ ۳-۱۰) خلاصه فصل سوم …………………………………………………………………………………۸۸ فصل چهارم:تجزيه وتحليل داده ها ۴-۱) مقدمه. ۹۰ ۴-۲) يافته هاي توصيفي.. ۹۱ ۴-۳) آزمون نرمال سازي داده هاي پژوهش… ۹۵ ۴–۴) آزمون ضريب همبستگي.. ۹۶ ۴-۵) آزمون ناهمساني واريانس فرضيه هاي پژوهش… ۹۷ ۴–۶) آزمون Fليمر(چاو) وآزمون هاسمن.. ۹۷ ۴-۷) آزمون هم خطي فرضيه هاي پژوهش… ۹۹ ۴-۸) آزمون فرضيه هاي پژوهش… ۱۰۰ ۴-۸-۱) آزمون فرضيه اول پژوهش… ۱۰۰ ۴-۸–۲) آزمون فرضيه دوم پژوهش… ۱۰۲ ۴-۸-۳) آزمون فرضيه سوم پژوهش… ۱۰۳ ۴-۸-۴) آزمون فرضيه چهارم پژوهش… ۱۰۵ ۴-۹) خلاصه نتايج آزمون فرضيه هاي پژوهش… ۱۰۷ ۴-۱۰) خلاصه فصل چهارم. ۱۰۸ فصل پنجم: نتيجه گيري و پيشنهادهاي پژوهش ۵-۱) مقدمه. ۱۱۰ ۵–۲) تفسير نتايج حاصل از آزمون فرضيه هاي پژوهش… ۱۱۰ ۵-۳)بحث و نتيجه گيري.. ۱۱۱ ۵–۴) محدوديتهاي پژوهش… ۱۱۲ ۵–۵) پيشنهادهاي پژوهش… ۱۱۳ ۵–۵–۱) پيشنهادهاي كاربردي پژوهش… ۱۱۳ ۵–۵–۲) پيشنهاد براي پژوهش هاي آتي.. ۱۱۴ منابع. ۱۱۶ پيوست.. ۱۲۱ فهرست جداول عنوان صفحه جدول(۲-۱) اقسام و پيامدهاي وقوع عدم تقارن اطلاعاتي و نقش و مسئوليت حسابداري جهت مديريت آنها ۴۲ جدول خلاصه اي از تحقيقات داخلي وخارجي.. ۶۹ جدول(۴-۱): علامت اختصاري متغيرهاي پژوهش… ۹۱ جدول(۴-۲): آمار توصيفي متغيرهاي پژوهش… ۹۱ جدول(۴–۳): آمار توصيفي متغيرهاي پژوهش در مرحله رشد. ۹۴ جدول(۴–۴): آمار توصيفي متغيرهاي پژوهش در مرحله بلوغ. ۹۴ جدول(۴-۵): آمار توصيفي متغيرهاي پژوهش در مرحله افول. ۹۵ جدول(۴-۶): نتايج آزمون كولموگروف- اسميرنوف(K-S) 95 جدول(۴-۷): نتايج آزمون ضريب همبستگي.. ۹۶ جدول(۴-۸): نتايج آزمون ناهمساني واريانس فرضيه هاي پژوهش… ۹۷ جدول(۴-۹): نتايج آزمونF ليمر(چاو) و آزمون هاسمن.. ۹۹ جدول(۴-۱۰): آزمون همخطي فرضيه هاي پژوهش… ۹۹ جدول(۴-۱۱): خلاصه نتايج آزمون فرضيه اول پژوهش… ۱۰۱ جدول(۴-۱۲): خلاصه نتايج آزمون فرضيه دوم پژوهش… ۱۰۲ جدول(۴-۱۳): خلاصه نتايج آزمون فرضيه سوم پژوهش… ۱۰۴ جدول(۴-۱۴): خلاصه نتايج آزمون فرضيه چهارم پژوهش… ۱۰۶ جدول(۴-۱۵): خلاصه نتايج آزمون فرضيه هاي پژوهش… ۱۰۷ فهرست نمودار ها عنوان صفحه نمودار(۲-۱) نحوه تعادل در دو منبع، مجله تحقيقات مالي (۱۳۸۱)، شماره ۱۳-۱۴. ۵۱ نمودار (۲-۲) تفاوت قيمت خريد و فروش، مجله تحقيقات مالي (۱۳۸۱)، شماره ۱۳-۱۴. ۵۲ نمودار (۲-۳) ارتباط بين قابليت كنترل و انعطاف پذيري در چرخه عمر واحد تجاري.. ۵۵ نمودار(۴-۱): نرمال بودن جملات پسماند براي فرضيه اول پژوهش… ۱۰۰ نمودار(۴-۲) : نرمال بودن جملات پسماند براي فرضيه دوم پژوهش… ۱۰۲ نمودار(۴-۳): نرمال بودن جملات پسماند براي فرضيه سوم پژوهش… ۱۰۴ نمودار(۴-۴): نرمال بودن جملات پسماند براي فرضيه چهارم پژوهش… ۱۰۶ چكيده : هدف از انجام اين پژوهش بررسي رابطه مديريت سود و عدم تقارن اطلاعاتي با توجه به چرخه عمر شركت در شركتهاي پذيرفته در بورس اوراق بهادار تهران مي باشد. براي مديريت سود با استفاده از مدل تعديل شده جونز (ديچو و همكاران , ۱۹۹۵)، عدم تقارن اطلاعاتي كه از مدل چيانگ و وكينتاش ۱۹۸۶ براي تعيين دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام و چهار متغير كنترل شامل اندازه شركت، اهرم مالي، نسبت ارزش دفتري به بازار و ريسك سيستماتيك وجود دارد؛ براي تفكيك شركت ها به مراحل چرخه عمر از چهار متغير: رشد فروش، مخارج سرمايه اي، نسبت سود تقسيمي و سن شركت استفاده شده است. جامعه آماري مورد مطالعه اين پژوهش شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و نمونه اي مشتمل بر ۱۰۰ شركت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند كه تعداد ۱۵ شركت در مرحله رشد، تعداد ۷۰ شركت در مرحله بلوغ و تعداد ۱۵ شركت در مرحله افول قرار گرفتند. در طي دوره زماني تحقيق ۵ ساله (۱۳۸۷-۱۳۹۱) مي باشد. براي آزمون فرضيه هاي پژوهش از آزمون همبستگي و رگرسيون چندگانه استفاده شده است. به طوركلي نتايج پژوهش نشان مي دهد كه بين عدم تقارن اطلاعاتي و مديريت سود در هر يك از مراحل (رشد، بلوغ و افول) چرخه عمر شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط معنادار وجود ندارد. واژگان كليدي : مديريت سود، عدم تقارن اطلاعاتي، چرخه عمر شركت فصل اول كليات پژوهش ۱-۱)مقدمه گزارش هاي مالي، منابع مهم اطلاعاتي براي تصميم گيري هاي اقتصادي به شمار مي رود كه مديران، سرمايه گذاران، اعتباردهندگان و ساير استفاده كنندگان جهت رفع نيازهاي اطلاعاتي خود از آنها استفاده مي كنند از آنجايي كه اطلاعات بصورت يكسان در اختيار استفاده كنندگان قرار نمي گيرد، بين مديران و سرمايه گذاران عدم تقارن اطلاعات ايجاد مي شود. عدم تقارن اطلاعات وضيعتي است كه مديران در مقايسه با سرمايه گذاران، داراي اطلاعات افشا نشده بيشتري در مورد عمليات و جوانب مختلف شركت در آينده مي باشند. همين امر سبب مي شود كه مديران انگيزه و فرصت مديريت سود را داشته باشند؛ مديران از مديريت سود مي توانند براي گرفتن امتيازاتي از سهامداران استفاده كنند، به عنوان مثال براي افزايش پاداش يا كاهش احتمال بركناري مدير بخاطر عملكرد ضعيف آن و غيره. مضافاً اينكه آنچه در بازارهاي سرمايه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه بسياري از افرادي كه اقدام به سرمايه گذاري مي كنند، مردم عادي هستند كه تنها راه دسترسي آنها به اطلاعات مهم، اطلاعيه هايي است كه از جانب شركت ها منتشر مي شود. حال اگر در بين سرمايه گذاران افرادي باشند كه از نظر بار اطلاعاتي نسبت به سود در وضعيت بهتري باشند قادر خواهند بود تا بر عرضه و تقاضاي بازار تأثير گذاشته و به اصطلاح، منجر به بروز شكاف قيمتها مي شود. چرخه عمر شركت از جمله مواردي است كه بايد در تجزيه و تحليل فعالان بازار مورد توجه قرار گيرد. نظريه چرخه عمر بر اين فرض استوار است كه بنگاه هاي اقتصادي نيز مانند تمامي موجودات زنده چرخه عمر دارند، شركتها در مراحل مختلف چرخه عمر خود از نظر مالي و اقتصادي داراي نمودگرها و رفتارهاي خاصي هستند، بدين معني كه رفتار مدير در افشاء اطلاعات و همچنين در اعمال مديريت سود يك شركت تحت تأثير مرحله اي از چرخه عمر است كه شركت در آن قرار دارد. ۱-۲) بيان مسئله مطالعات نشان مي دهد كه مديران از طريق انتخاب سياستهاي خاص حسابداري، تغيير در برآوردهاي حسابداري و مديريت اقلام تعهدي، سودهاي گزارش شده را تعديل مي كنند. يكي از اهداف اساسي وضع استانداردهاي حسابداري اين است كه استفاده كنندگان بتوانند با اتكا بر صورتهاي مالي تصميمات نسبتاً مربوط و صحيحي اتخاذ كنند، پس نياز حرفه حسابداري به آن شيوه از گزارشگري مي باشد كه منابع تمام استفاده كنندگان به صورتي مطلوب رعايت شود (مشايخي و صفري، ۱۳۸۵، ۳۶). تقارن اطلاعاتي درصورتي وجود دارد كه مديران و بازار اطلاعات يكساني درباره شركت دارند. بنابراين مديران و بازار، عدم اطمينان درباره شركت را يكسان تحمل مي كنند. اما در صورت وجود عدم تقارن اطلاعاتي، مديران به دليل دارا بودن اطلاعات خصوصي و محرمانه درباره شركت، اطلاعات بيشتر و بهتري نسبت به بازار، در اختيار دارند .يعني به اطلاعات شركت قبل از اطلاع بازار دسترسي دارند. اطلاعات خاص شركت، درطول زمان از طريق رويدادهاي افشا كننده اطلاعات به بازار انتقال مي يابد. بازار تا قبل از افشا مقداري عدم اطمينان درباره شركت دارد. عدم تقارن اطلاعاتي شركت برابر است با كل عدم اطمينان درباره شركت، زيرا احتمال مي رود مديران و بازار به يك اندازه از تأثير متغيرهاي بازار بر ارزش شركت آگاهي داشته باشند. واكنش بازار به اعلان سود مي تواند اولين معيار عدم تقارن اطلاعاتي شركت ازطريق افشاي اطلاعات باشد. عدم تقارن اطلاعاتي مي تواند بر حسب محيط اطلاعاتي، كثرت اعلانهاي عمومي و تعداد معاملات شركت تعيين شود و همچنين تحت تأثير رفتار مديران يا بازار قرار گيرد. به عنوان نمونه، وقتي اعلان عمومي خبري درباره شركت انجام مي گيرد با فرض ثابت بودن ساير عوامل، ممكن است بازار درباره وضع واقعي شركت آگاه تر شود و عدم تقارن اطلاعاتي كاهش يابد (احمدپور و عجم، ۱۳۸۹). يكي از نكات مهمي كه همواره در مورد بازارهاي سرمايه به ويژه بورس اوراق بهادار مطرح مي شود، بحث كارايي بازار است كه بر طبق آن تمامي اطلاعات موجود در بازار، اثرات خود را بر روي قيمت سهام منعكس مي كنند. شايد بتوان از ديدگاه فرضيه بازار كارا، دليل وجودي حسابداري را عدم تقارن اطلاعاتي بيان كرد كه در آن يكي از طرفين مبادله، اطلاعات بيشتري را نسبت به طرف مقابل در اختيار دارد. اين امر به علت وجود معاملات و اطلاعات دروني به وجود مي آيد. آنچه در بازارهاي سرمايه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه بسياري از افرادي كه اقدام به سرمايه گذاري مي كنند، مردم عادي هستند كه تنها راه دسترسي آن ها به اطلاعات مهم، اطلاعيه هايي است كه از جانب شركت ها منتشر مي شود. يك نمونه از اين نوع اطلاعيه ها را مي توان اعلان سود برآوردي هر سهم دانست كه در آن سود پيشنهادي هر سهم از جانب شركت پيش بيني شده و به اطلاع عموم رسانده مي شود. حال اگر در بين سرمايه گذاراني كه در بازارهاي سرمايه مشغول فعاليت بوده، افرادي باشند كه از نظر اطلاعاتي نسبت به سايرين در موقعيت بهتري قرار داشته باشند و به عنوان مثال از اعلان هايي كه قرار است درباره سود صورت پذيرد مطلع باشند قادر خواهند بود تا بر عرضه و تقاضاي بازار تأثير گذاشته و به اصطلاح، منجر به بروز شكاف قيمت ها شوند. دليل اصلي آن نيز وجود عدم تقارن اطلاعاتي در بازار سرمايه است كه بر طبق آن افراد مطلع ازاعلان سود(يا هرخبر با اهميت ديگر) را نسبت به سايرين در موقعيت تصميم گيري مناسب تري قرار مي دهد(قائمي و وطن پرست، ۱۳۸۴). باتوجه به اينكه سود يكي از مهمترين عوامل موثر بر تصميم گيري هاي اقتصادي است، آگاهي استفاده كنندگان از قابل اتكا بودن سود مي تواند آنها را در اتخاذ تصميمات بهتر در مورد سودآوري و تجزيه و تحليل صورتهاي مالي ياري دهد. يكي از اهداف اساسي وضع استانداردهاي حسابداري اين است كه استفاده كنندگان بتوانند با اتكا بر صورتهاي مالي تصميمات نسبتاً مربوط و صحيحي اتخاذ كنند. پس نياز حرفه حسابداري به آن شيوه از گزارشگري است كه منافع تمام استفاده كنندگان بصورتي مطلوب رعايت شود. از سوي ديگر مديران براي رسيدن به اهداف خاصي كه منطقاً منافع عده اي خاص را تامين مي كند ممكن است سود را طوري گزارش كنند كه با هدف تأمين منافع عمومي استفاده كنندگان مغايرت داشته باشد. حسابرسان وظيفه دارند از طريق بررسي انطباق صورتهاي مالي با چارچوب مشخص شده در استانداردهاي حسابداري بر مطلوبيت صورت هاي مالي صحه بگذارند. در حالي كه انعطاف پذيري موجود در استانداردهاي حسابداري نيز در بعضي از موارد براي انتخاب روش حسابداري بر قضاوت حرفه اي حسابداران تاكيد كرده است. درواقع مشكل از آنجا ناشي مي شود كه مديريت سود در بعضي مواقع باعث گمراه كننده شدن صورتهاي مالي مي شود، درحالي كه صورتهاي مالي از نظر قرار گرفتن در چارچوب استانداردهاي حسابداري مشكلي نداشته و حسابرسان از اين نظر نمي توانند بر صورتهاي مالي اشكالي بگيرند (يعقوب نژاد وهمكاران، ۱۳۹۱). تمامي موجودات زنده از جمله نباتات، جانوران و انسانها همگي از منحني عمر يا چرخه عمر پيروي مي كنند. اينگونه موجودات متولد مي شوند، رشد مي كنند، به پيري مي رسند و درنهايت مي ميرند. تئوري چرخه عمر چنين فرض مي كند كه شركت ها و بنگاههاي اقتصادي همچون تمامي موجودات زنده كه متولد مي شوند، رشد مي كنند و مي ميرند، داراي منحني عمر يا چرخه عمرهستند. در نظريه هاي اقتصاد و مديريت چرخه عمر شركت ها و مؤسسات به مراحلي تقسيم مي شوند. موسسات و شركت ها با توجه به هر مرحله از حيات اقتصادي خود سياست و خط مشي مشخصي را دنبال مي كنند. اين سياست ها به گونه اي در اطلاعات حسابداري شركت ها منعكس مي شود. درحوزه حسابداري نيز برخي از پژوهشگران تأثير چرخه عمر شركت بر اطلاعات حسابداري را مورد بررسي قرار داده اند. اين پژوهشگران چهار مرحله را براي توصيف چرخه عمر شركت به شرح ذيل تبيين نموده اند: مرحله تولد يا ظهور، مرحله رشد، مرحله بلوغ، مرحله افول يا سكون (كرمي وعمراني، ۱۳۸۹). ما در اين تحقيق رابطه بين مديريت سود وعدم تقارن اطلاعاتي را طي مراحل چرخه عمر شركت مورد بررسي قرار مي دهيم. مساله اصلي تحقيق بررسي اين موضوع است كه چه رابطه اي بين مديريت سود وعدم تقارن اطلاعاتي در طي مراحل چرخه عمر وجود دارد؟ تعداد صفحه : ۱۵۲ قيمت : ۱۴۷۰۰ تومان 1 بلافاصله پس از پرداخت لينك دانلود فايل در اختيار شما قرار مي گيرد و در ضمن فايل خريداري شده به ايميل شما ارسال مي شود. پشتيباني سايت : **** serderehi@gmail.com در صورتي كه مشكلي با پرداخت آنلاين داريد مي توانيد مبلغ مورد نظر براي هر فايل را كارت به كارت كرده و فايل درخواستي و اطلاعات واريز را به ايميل ما ارسال كنيد تا فايل را از طريق ايميل دريافت كنيد. *** *** *** نويسنده ويرايش "دانلود پايان نامه ارشد:ارتباط بين مديريت سود و عدم تقارن اطلاعاتي در طي مراحل چرخه عمر …" راهبري نوشته‌ها پيشين نوشته قبلي:دانلود پايان نامه ارشد:ارائه ي مدل برنامه ريزي استراتژيك براي جاذبه هاي گردشگري( مطالعه موردي: شهرستان … پسين نوشته بعدي:دانلود پايان نامه:ارزيابي پذيرش سيستم مديريت اطلاعات پروژه در سازمان‌هاي تسهيلگر در حوزه فناوري پيشرفته … جستجو براي جستجو … جستجو دانلود پايان نامه با افتخار، نيرو گرفته از WordPress رفتن به نوارابزار درباره وردپرس دانلود پايان نامه سفارشي‌سازي 44 بروزرساني پوسته 1515 ديدگاه در انتظار مديريت است تازه ويرايش نوشته جست‌وجو سلام 92 بيرون رفتن
مطالب تصادفی
Skip to content چطور جستجو براي: جستجو … خريد فايل پايان نامه : تأثير يادگيري مشاركتي (جيگ ساو) بر مهارت‏هاي اجتماعي و پيشرفت تحصيلي دانش ‏آموزان دختر پايه هفتم شهرستان جم مهارت‏هاي اجتماعي از مهارت‏هاي اجتماعي تعاريف متعددي توسط صاحبنظران ارائه شده است كه در هر كدام از اين تعاريف به گونه‏اي اشاره به چندين مولفه از مهارت‏هاي اجتماعي شده است. سانتوس و السوپ[1] (1994) چند تعريف از صاحبنظران را كه تقريبا از تعاريف اخير مهارت‏هاي اجتماعي مي‏باشند نقل مي‏كند كه بدين شرح مي‏باشند. مهارت‏هاي اجتماعي و رفتارهاي عيني، قابل تعريف و مشخص هستند كه در موقعيت‏هاي اجتماعي پيامدهاي اجتماعي مثبتي را به دنبال دارند. نارسايي‏هاي مربوط به پيامدهاي اجتماعي شامل فقدان حساسيت نسبت به سايرين و ادراك ضعيف از موقعيت‏هاي اجتماعي است كه نهايتا منجر به الگوهاي رفتاري غيرقابل قبولي گرديده و پذيرش اجتماعي را دشوار مي‏سازد لازم به ذكر است كه بين مهارت‏هاي اجتماعي و صلاحيت‏هاي اجتماعي تفاوت وجود دارد و مهارت‏هاي اجتماعي بخشي از صلاحيت‏هاي اجتماعي مي‏باشند. صلاحيت‏هاي اجتماعي تلفيقي از مهارت‏هاي اجتماعي و رفتارهاي سازشي هستند. چند نمونه از رفتارهاي سازشي عبارتند از: رشد جمعي صلاحيت علمي و رشد كلامي (موت و همكاران[2]، 1994). مهارت اجتماعي عبارتند از: رفتارهاي كلامي و غيركلامي كه موجب تعامل موثر فرد با ديگران مي‏شود. برخي از اين رفتارها عبارتند از: مشاركت كردن، رعايت نوبت، سازگاري پيش دستي در انجام فعاليت، انتخاب كردن، پذيرايي كردن و ارتباط برقرار كردن (گات و سفران، 1996، كرامتي 1381: 85-84). كارتلج و ميلبرن[3] (1996) نيز مهارت‏هاي اجتماعي را چنين تعريف مي‏نمايند. رفتارهاي آموخته شده و مقبول جامعه كه موجب برقراري ارتباط متقابل گرديده و منجر به بروز پاسخ‏هاي مثبت و پرهيز از پاسخ‏هاي منفي شود (ترجمه نظري نژاد، 1375: 23). اهميت ارتباط اجتماعي با همسالان براي رشد كودكان تا آنجا پيشرفته كه ايجاد ارتباط نزديك با ديگران و عملكرد موفقيت آميز در گروه همسالان به طور فزاينده به عنوان عاملي براي پيش بيني عملكرد سالم اجتماعي در كودكان در آينده مورد تاييد قرار گرفته است. مهارت‏هاي اجتماعي نظير واكنش مثبت نسبت به هسمالان، توانايي پذيرش ديدگاه‏هاي ديگران و ابتكار در برقراري ارتباط متقابل، از جمله ويژگي‏هايي است كه كودكان محبوب و نامحبوب را از ديگران متمايز مي‏كند. (يوسفي، 1377) پياژه (1996) مدعي شد كه نحوه رفتار كودك با همسالان ساخت شناخت كودك را تغيير داده و مي‏تواند رفتار اجتماعي كودك را تحت تأثير قرار دهد. به عبارد ديگر تعامل با همسالان كودك را آماده مي‏كند تا نظرش را درباره ديگران بيان نمايد. ديدگاه اجتماعي اش را گسترش بخشد و توانايي كاهش دادن خود ميان بيني اش را پيدا مي‏نمايد ويگوتسكي همچنين از اهميت تعامل و ارتباط متقابل ميان همسالان حمايت مي‏كند و بيان مي‏دارد كه اين امر ظرفيت‏هاي هوشي و اجتماعي كودك را توسعه بخشيده و در نتيجه مي‏توان گفت كه كودك از طريق ارتباط با همسالان تجربه كسب مي‏كند و روش و رفتار بر افكار و تعاملات اجتماعي را دروني مي‏سازد و سپس آن‏ها را هماهنگ مي‏كند و نهايتا مهارت‏هاي اجتماعي را استحكام مي‏بخشد (همان منبع). مايكلسون[4] و همكاران (1997) در ارزيابي نشانه‏هاي مهارتي اجتماعي به نقش عنصر اصلي اشاره مي‏كند. مهارت‏هاي اجتماعي به طور معمول آموخته مي‏شود. شامل مجموعه‏اي از رفتارهاي كلامي و غيركلامي گوناگون مي‏شوند. مستلزم داوطلب شدن و ارائه پاسخ‏هاي مناسب موثرند. تقويت‏هاي اجتماعي ديگران را به حداكثر مي‏رسانند. ماهيت تعاملي دارند و به زمان بندي مناسب و تأثير متقابل برخي از رفتارها احتياج دارند (به نقل از يوسفي، 1382، ص37) هارجي[5] (1998) با مرور تعاريف ماهرانه به نقش مهارت‏هاي اجتماعي اشاره مي‏كند و مي‏گويد: مهارت‏هاي اجتماعي عبارت است از: مجموعه‏اي از رفتارهي هدفمند و به هم مرتبط و مناسب با وضعيت كه آموختني بوده و تحت كنترل فرد مي‏باشد. نخست اينكه رفتارهاي اجتماعي هدفمند هستند، اما از اين رفتارها براي كسب نتايج استفاده مي‏كنيم. بنابراين خلاف ساير رفتارهايي كه اتفاقي يا غيرتعمدي هستند مهارت‏هاي اجتماعي هدفمند مي‏باشند. دومين ويژگي رفتارهاي اجتماعي ماهرانه، به هم مرتبط بودن اين توانايي هاست. يعني آنها رفتارهاي متفاوتي هستند كه به منظور دستيابي ويژه مورد استفاده قرار مي‏گيرد و ما به طور همزمان از آنها استفاده مي‏كنيم. سومين ويژگي مهارت‏هاي اجتماعي متناسب بودن آنها با وضعيت فردي از لحاظ اجتماعي ماهر است كه بتواند رفتارهايش را متناسب با انتظارات ديگران تغيير دهد. به اين ترتيب داشتن ارتباط ماهرانه نياز به استفاده صحيح و تسهيل كننده (از لحاظ رفتاري) شيوه‏هاي برقراري ارتباط مناسب و كارآمد با ديگران دارد (اريكسون[6] و همكاران، 1998، ترجمه بيگي و فيروزبخت، 1377). چهارمين ويژگي اين تعريف آن است كه مهارت‏هاي اجتماعي در واقع واحدهاي رفتار مجزايند. فردي كه از لحاظ اجتماعي مهارت دارد قادر است رفتارهاي مناسب داشته و اين توانايي‏هاي اجتماعي را در قابل عملكرد رفتاري پي ريزي كند، يكي از ويژگي‏هاي ارتباط اجتماعي ماهرانه است (سگرين[7]، 1999). پنجمين ويژگي اين تعريف آموختني بودن مهارت‏هاي اجتماعي است، در حال حاضر محققان اتفاق نظر دارند كه اكثر رفتارهاي اجتماعي آموختني هستند، زيرا كودكاني كه در بين انسان‏ها بزرگ نشده اند، از لحاظ اجتماعي و رفتارهاي متفاوت و نامقبول دارند و قادر به تكلم نمي باشند، همچنين شواهد نشان مي‏دهد كودكاني كه محيط خانوادگي گرمي نداشته اند رفتار اجتماعي نامعقولي دارند. (ايسلر فريوريكرن[8]، 1999، به نقل از بيگي و فيروزبخت، 1382). آخرين بخش تعريف مهارت‏هاي اجتماعي گوياي اين است كه افراد بر اين مهارت‏ها كنترل شناختي دارند، بنابراين كساني كه از لحاظ اجتماعي كمبود مهارت دارند، ممكن است عناصر اصلي مهارت‏هاي اجتماعي را فرا گرفته باشد اما فرايندهاي فكري لازم براي استفاده از اين عناصر در تعاملات خود بي بهره باشد، يكي از جنبه‏هاي مهم كنترل زمان بندي رفتارهاي اجتماعي است، اگر فايده رفتار اجتماعي دستيابي به نتايج مطلوب آن است، پس زمان بندي رفتار اهميت زيادي دارد. يعني بايد از رفتارهاي ماهرانه در موقعيت مناسب استفاده كرد. مثلا اگر مي‏خواهيم بر توان تقويت‏هاي كلاسي بيفزاييم بايد آن را بلافاصله پس از اظهار نظرهاي طرف مقابل استفاده كنيم. در واقع يكي از نشانه‏هاي بي‏كفايتي اجتماعي بيان بي موقع مطلب است پس شش ويژگي زمان استفاده از رفتارهاي اجتماعي به اندازه ماهيت اين رفتارها و نحوه انجام دادن آنها اهميت دارد (هارجي و مك كارتن، 1999، ترجمه فيروزبخت و بيگي، 1382). فيليپس[9] (2000) با مرور تحليل‏هاي ارائه شده در مورد مهارت‏هاي اجتماعي نتيجه مي‏گيرد كسي داراي مهارت‏هاي اجتماعي است كه با ديگران طوري ارتباط برقرار كند كه به حقوق و الزامات و رضايت خاطر و با انجام وظايف خود در حد معقولي دست يابد، بي آنكه حقوق الزامات، رضايت خاطر و يا وظايف ديگران را ناديده بگيرد و در عين حال بتواند در اين مورد مبادله‏اي باز و آزاد با ديگران داشته باشد. در اين تعريف به عناصر كلان برخوردهاي اجتماعي يعني تقابل بين افراد اشاره شده است (هر چند فيليس خاطرنشان مي‏كند: “دانستن چگونه رفتار كردن در وضعيت‏هاي گوناگون” بخشي از مهارت‏هاي اجتماعي است) در تعريف بازرگان (1378) نيز به اين نكته اشاره شده است: “مهارت‏هاي اجتماعي عبارت است از فرايندهاي مركبي كه فرد را قادر مي‏سازد به گونه‏اي رفتار كند ديگران او را باكفايت تلقي كنند، مهارت‏هاي توانايي‏هاي لازم را براي انجام رفتارهاي هدفمند و موفقيت آميز است در اين تعريف مهارت‏هاي اجتماعي را بر اساس رفتار اشخاص تعريف مي‏كنند تا حدي متفاوت است مك كواير و پريستلي[10] (2001) مي‏گويند: مهارت‏هاي اجتماعي به رفتارهايي گفته مي‏شود كه شالوده ارتباط‏هاي موفق رو در رو را تشكيل مي‏دهند. آركايل[11] (2002) با در نظر گرفتن اهداف در تعريف خود اين تاكيد رفتاري تعميم مي‏دهد، او مي‏گويد: “منظور من از رفتارهاي اجتماعي ماهرانه رفتارهايي است كه به تكامل گران كمك مي‏كند به اهداف خود دست يابند”. كلي[12] (2002) بعد يادگيري را هم به اين تعريف مي‏افزايد، او مي‏گويد مهارت‏هاي اجتماعي عبارت است از رفتارهاي معين و آموخته شده‏اي كه افراد در روابط ميان فردي خود براي كسب تقويت‏هاي محيطي يا حفظ آن انجام مي‏دهند (هارجي و ديگران، ترجمه فيروزبخت، 1378، ص12). [1] – Santos and Elsop [2] – Moute [3] – Cartleg and Milbern [4] – Mikelson [5] – Harji [6] – Erikson [7] – Segrin [8] – Friver [9] – Filipse [10] – Mackkovayer and Prastli [11] – Arkile [12] – Celi متن كامل در سايت زير : پايان نامه تأثير يادگيري مشاركتي (جيگ ساو) بر مهارت‏هاي اجتماعي و پيشرفت تحصيلي دانش‏آموزان دختر پايه هفتم شهرستان جم پايان نامه تأثير يادگيري مشاركتي (جيگ ساو) بر مهارت‏هاي اجتماعي و پيشرفت تحصيلي دانش ‏آموزان دختر پايه هفتم شهرستان جم آموزش ترفندهاي تبليغ در اينترنت | : leento فوكا. رفتن به نوارابزار درباره وردپرس چطور سفارشي‌سازي 55 بروزرساني پوسته 00 ديدگاه در انتظار مديريت است تازه ويرايش نوشته Clear Cache جست‌وجو Howdy, مدير سايت مقاله بيرون رفتن
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 8
دیروز : 6
افراد آنلاین : 1
همه : 1165

در دهه‌هاي اخير، انواع موسسات، شاهد تغييرات اساسي در زمينه‌هاي ساختار، كاركرد و سبك‌هاي مديريتي خويش بوده‌اند. موسسات كنوني اهميت بيشتري جهت درك، انطباق پذيري و مديريت تغييرات محيط پيرامون قائل شده و در كسب و به كار گيري دانش و اطلاعات به روز به منظور بهبود عمليات و ارائه خدمات و محصولات مطلوب‌تر به ارباب رجوعان پيشي گرفته‌اند. چنين سازمان‌هايي نيازمند بكارگيري سبك جديدي از مديريت به نام مديريت دانش مي‌باشند. امروزه در ادبيات مديريت و اقتصاد به وفور شاهد تاكيد بر نقش دانش به عنوان يك منبع حيات براي حفظ رقابت پذيري و سود آوري هستيم. مديريت دانش در عصر جديد، تحولات شگرفي را در مباحث مديريتي ايجاد كرده است. با توجه به اينكه مديريت دانش، تنها به دانش كد شده و مستند شده اكتفا نمي‌كند، بسياري از سازمان‌ها و شركت‌هاي جهان با تكيه بر دانش ضمني و آشكار خود، در صدد ارتقاء جايگاه رقابتي وافزايش اثر بخشي و بهره‌وري خود هستند. در راستاي رسيدن به اين اهداف، مديريت دانش به دنبال تصرف دانش، خرد و تجربيات با ارزش افزوده كاركنان و نيز پياده سازي بازيابي و نگهداري دانش به عنوان دارايي‌هاي سازمان است. در اين فصل ابتدا تاريخچه، سير تكاملي مديريت دانش و سابقه تحقيقات  بيان مي‌شود. سپس به تعريف اجزاي مديريت دانش و پيكره آن مي پردازيم. پس از معرفي اجزا به تفاوت آنها مي پردازيم و اينكه ضرورت اجراي اين نظام در سازمان‌ها چيست و چرا بايد به آن بپردازيم، ذكر مي‌شود. پس از ذكر موضوع اهميت موضوع ذكر مي‌شود. در ادامه بحث چهارچوب‌هاي مديريت دانش و اطلاعاتي در مورد آنها بيان مي‌شود و بعد از آن مدل‌هاي مديريت دانش به همراه جزئيات آن بيان خواهد شد. پس از ذكر اين مفاهيم مزاياي مديريت دانش و مزاياي دانش سازماني ذكر خواهد شد، سپس كاركرد‌هاي دانش و فرآيند آن و سازمان‌هاي يادگيرنده بيان خواهند شد. در انتها نيز تاثير مديريت دانش بر كارآيي ذكر خواهد شد.

 

2-2 دانش

قدمت دانش به قدمت خود زمان است، اما به عنوان يك روش كسب و كار مدرن، ريشه‌هاي آن در نيروي كار آموزش ديده‌اي است كه از جنگ جهاني دوم برگشتند. از آن زمان دانش به مجموعه‌اي از روش‌ها و اعتقادات فلسفي مبدل شده است. در سال 1959 پيتر دراكر از واژه «دانش ورز » در كتابي به نام افق‌هاي آينده استفاده كرد (فراپائولو، 1388، ص 41). دانش مفهومي جديد نيست و بخشي از ادراك و تجربه ما مي‌باشد. چالش كنوني دانش درك نظري و عملي اين مفهوم مي‌باشد.

امروزه هر بحثي در مورد دانش به سرعت باعث شكل‌گيري مشكل چگونگي تعريف دانش مي‌شود. افراد گوناگون درباره تعريف و ماهيت دانش نظرات متفاوتي دارند. در قلمرو علمي و در دنياي تجارت، دانش را به گونه‌اي تعريف مي‌كنند كه متناسب با يك مشكل يا رويكرد ويژه باشد، لذا با تعاريف متعددي در بافت‌هاي گوناگون روبرو هستيم. داشتن درك روشني از ماهيت دانش در مديريت دانش كه دستمايه اصلي آن دانش است، ضروري است به زعم آلي (2002) چگونگي تعريف دانش، چگونگي اداره كردن آن را مي‌‌توان تعيين كند (فايرستون و مك الروي، 1387، ص 13). اگرچه تعريف داده و اطلاعات مشكل نيست اما دانش مفهومي سيال و لغزان است، لذا نياز به تعريفي جامع دارد. بدين منظور به چند تعريف از دانش كه مورد توجه بوده، مبادرت مي‌شود:

ريشه كلمه دانش از تاريخ روشنفكران غرب و فلاسفه است. صريح‌ترين نمونه دانش به احتمال زياد دانش فلسفي است. تعريف فيلسوفانه مورد قبول، دانش را عقيده درست و توجيه شده مي‌داند، اگرچه اين تعاريف فلسفي براي فيلسوفان مناسب است اما براي مديران دانش، سودمندي كمتري دارد (بلير، 2002، ص 1020). همچنين دانش را «اطلاعات در يك بستر»، «و فهمي مبتني بر تجربه» تعريف مي‌كنند (فايرستون و مك الروي، 1387، ص 22).

گوردون  بنابر ديد فلسفي خود، چيزي را دانش مي‌داند كه سه گزاره ذيل در موردش صدق كند: دانشي كه فرد صاحب آن است، درست باشد؛ و به درستي دانش خود يقين داشته باشد؛ و دست آخر دليل مستندي مبني بر درستي‌ دانش خود ارائه كند. وي همچنين نتيجه‌گيري مي‌كند كه بر طبق همين اصل فلسفي، اطلاعات وقتي به دانش تبديل مي‌شود كه درست بوده و درستي آن قابل اثبات باشد و نيز بتوان زمينه‌اي براي آن متصور بود (مختاري و يمين فيروز، 1383، ص 14).

برخي دانش را تركيبي از اطلاعات، داده يا فرآيندها كه داراي زمينه و ارتباط مي‌باشند تعريف مي‌كنند، مانند:

دانش اطلاعات سازمان يافته، تحليل يافته يا تلخيص شده براي افزايش درك، آگاهي يا تشخيص مي‌باشد. بدين معني كه دانش تركيبي از انتقال داده‌ها و آگاهي از زمينه‌اي است كه در آن انتقال داده‌ها موفقيت‌آميز به كار گرفته مي‌شود (برگرون، 1386، ص 25).

دانش، مجموع كل شناخت‌ها و مهارتهايي است كه افراد براي حل مسائل به كار مي‌برند. دانش، بر داده و اطلاعات پايه‌گذاري شده اما برخلاف آنها دانش هميشه به اشخاص محدود مي‌شود (پروست و ديگران، 1385، ص 38).

ويلسون  (2002) به عنوان يكي از كساني كه مخالف سرسخت مديريت دانش مي‌باشد، دانش را اينگونه بيان مي‌كند: دانش به عنوان آنچه كه ما مي‌دانيم تعريف مي‌شود. دانش شامل فرايندهاي ذهني از درك، فهم و يادگيري است كه تنها در ذهن مي‌باشد اما با دنياي بيرون از ذهن و با ديگران تعامل دارد.

دانش از اطلاعات مشتق شده است و بنابراين از آن غني‌تر و معني‌دارتر است. دانش شامل خبرگي، آگاهي و درك كسب شده از طريق تجربه يا مطالعه است. همچنين دانش از مقايسه، شناسايي مستمر، و ارتباطات حاصل مي‌شود (كتابخانه ملي پزشكي ان. اچ، اس، 2005، ص 3).

بطور كلي پنداشتن و فرض كردن دانش به عنوان مجموعه‌اي از اطلاعات، ناشي از عدم درك واقعي دانش مي‌باشد. زيرا مفهوم دانش با عنصر انساني گره خورده است و در بيشتر اين تعاريف عنصر انساني همچون حلقه‌اي گمشده مي‌باشد. خاستگاه اصلي دانش عنصر انساني است نه مجموعه‌اي از اطلاعات يا هر چيز ديگر كه بايد در تعاريف به آن نيز توجه شود.

برخي ديگر نيز دانش را با عمل پيوند مي‌زنند و دانش را مبتني بر عمل مي‌دانند، مانند:

دانش اطلاعات تفسير شده و بكار رفته در عمل با استفاده از فرآيندها، دستورالعمل‌ها، مدارك و مخازن داراي ارزش افزوده و در نتيجه فعاليت يك فرد، تيم، يا سازمان مي‌باشد (دو پلسيس، 1387، ص 71).

از نظر دراكر اصولاً دانش تنها در عمل و كاربرد معني و مفهوم پيدا مي‌كند. همچنين اطلاعاتي كه باعث تسريع در هر نوع اقدامي نشود دانش محسوب نمي‌شود (فراپائولو، 1388، ص 20).

همچنين مفهوم ديگري كه در رابطه با دانش مطرح شده است دلتاي دانش (اينفورمنس ) مي‌باشد. دلتاي دانش كمك مي‌كند تا دانشي كه با تجربه و در عمل بدست آمده، توصيف شود. اصول متعددي براي نمايش چنين روش يادگيري وجود دارد و اين اصول از فرايندي شامل توصيف، طوفان فكري، تحليل، توليد، و ارزيابي تشكيل مي‌شود. انجام تمامي مراحل اين فرايند عملكرد صحيح يك پروژه و موفقيت آن را نويد مي‌دهد. در خلال اين فرايند است كه دانش «در عمل» شكل مي‌گيرد، دلتاي دانش بر يادگيري مبتني بر عمل استوار است (مرادي، 1388، ص 185).

 

2-2-1  تعريف دانش

دانش: مترادف علم را معمولا دانش مي نويسند ولي اين كلمه كه از اسم مصدر دانستن حصول علم ثابت معنا كرده‌اند كه در مراتب پژوهش است يعني رفتن به طرف علم، آنگاه شناسايي يعني نزديك شدن به آن و سپس دانش يعني علم آگاهي است(حجازي، 1384).

دانش موضوعي است كه مي‌توان آن را در قالب كلمات بيان كرد، وقتي دانش ضمني از طريق زبان آشكار مي‌شود، مي‌توان جهت تأمل و تفكر آن را مورد توجه كانوني خود قرار داد.

  • با بيان دانش در قالب زبان و نشانه‌ها، دانش را مي‌توان توزيع، نقد و تحليل كرد و به طريق ديگر آن را افزايش داد.
  • دانش ابزاري است كه مردم با آن كنش نشان مي‌دهند. يا دانش جديد را بدست مي آورند (رادينگ، 2005).

دانش: مجموعه‌اي از شناخت‌ها و مهارت‌هاي لازم براي حل يك مسأله است لذا اگر اطلاعاتي كه در دست است بتواند مشكلي را حل كند مي‌توان گفت دانش وجود دارد. ضمن آنكه دانش بايد امكان تبديل به دستورالعمل  اجرايي و عملي شدن را داشته باشد (دانپورت، 2001).

دانش: عبارت است از بهره‌گيري كامل از داده و اطلاعات در آميخته با مهارت‌ها، شايستگي‌ها، عقايد ادراكات، تعهدات و انگيزه‌هاي دروني انساني. سازمان دانش در قالب عقايد، قضاوت‌ها، روابط، ديدگاه و مفاهيم عرضه مي‌شود و خود اساس و پيش برنده اقتصاد فرا صنعتي است (2001، Liebowitz).

دانش: عبارت  از افكار و پندارها، فهم و درس‌هاي آموخته شده در طول زمان است. دانش فهميده مي‌شود و خود آن را از طريق تجربه، استدلال، بصيرت، يادگيري، خواندن و شنيدن به دست مي آورد. هنگامي‌كه ديگران دانش خود را با افراد تسهيم مي‌كنند، دانش گسترش مي يابد و هنگامي‌كه دانش فرد با دانش ديگران تركيب مي‌شود دانش جديدي به وجود مي آيد.

دانش: ماهيتي فردي دارد، زيرا با ارزش‌ها و باورهاي افراد و ادراك آنها از جهان و ديگران، در ارتباط متقابل قرار دارد. به علاوه، دانش در بافت و زمينه روابط بين فردي ظاهر مي‌شود. دانش غني‌تر و معنا دارتر از اطلاعات است. ساختار مند كردن دانش دشوار است. تسخير و تصرف دانش دشوار و انتقال آن به سختي امكان پذير است (جعفري مقدم، 1383).

دانش: مخلوط سيالي از تجربيات، ارزش‌ها، اطلاعات موجود و نگرش‌هاي كارشناسي نظام يافته است كه با استفاده از آن چارچوبي براي ارزيابي و بهره‌گيري از تجربيات و اطلاعات جديد به دست مي آيد. دانش، در ذهن دانشور به وجود مي آيد و بكار مي‌رود. دانش در سازمان ما نه تنها در مدارك و ذخاير دانش، بلكه در رويه‌ها ي كاري، فرآيند‌هاي سازماني، اعمال و هنجارها نيز مجسم مي‌شود (پروساك، 1379).

دانش: در درون افراد وجود دارد و بخشي از پيچيدگي ندانسته‌هاي انساني، تبديل داده به اطلاعات و سپس به دانش، محور اصلي مديريت دانش است (پروساك، 1379).

تعريف علوي و ليند از دانش: دانش يك باور شخصي توجيه شده است كه قابليت فرد را براي اقدام كردن افزايش مي‌دهد (روسلِي، 2005).

 

2-3 داده و اطلاعات

درباره داده يا داده‌ها تعاريف كم و بيش مشتركي ارائه شده كه چند مورد از آنها ذكر مي‌شود:

«داده، كميت‌هايي عددي يا خصيصه‌اي هستند كه در نتيجه مشاهده، آزمايش يا محاسبه حاصل شده‌اند» (برگرون، 1386، ص 24).

داده يك ويژگي قابل مشاهده، قابل اندازه‌گيري و قابل محاسبه است (فايرستون و مك الروي، 1387، ص 34).

ريتس  عقيده دارد «داده‌ها، حقايق، اعداد و ارقام، و دستورالعمل‌هايي هستند كه انسان مي‌تواند بالقوه آن‌ها را درك، تفسير، و تفهيم نمايد و نيز آنها قابليت پردازش به كمك رايانه را دارند». (مختاري و يمين فيروز، 1383، ص 13).

همان طور كه از تعاريف مزبور برداشت مي‌شود، داده‌ها به خودي خود داراي معني خاصي براي افراد نيست، و تشخيص آنها به آساني امكان‌پذير مي‌باشد. حال به تعاريف اطلاعات پرداخته مي‌شود:

اطلاعات داده‌هاي دسته‌بندي شده است. اطلاعات مجموعه‌اي از داده‌ها و توضيحات و تفاسير معني‏دار راجع به موضوعات، رويدادها يا فرآيند ويژه است (برگرون، 1386، ص 24).

متيوز  اطلاعات را در گروه پردازش، تلخيص و تحليل داده‌ها، نظم‌دهي و قرار دادن آنها در بستري معين و تخصيص معنا به آنها مي‌داند (مختاري و يمين فيروز، 1383، ص 14).

اطلاعات عبارت است از فهميدن رابطه‌هايي كه بين داده‌ها يا بين داده‌ها و ساير اطلاعات وجود دارد. به بيان ديگر، اطلاعات عبارت است از رابطه بين داده‌ها كه وابستگي زيادي به زمينه معنايي آن دارد (فرج پهلو و آخشيك، 1387، ص 3).

آن چنانكه ملاحظه مي‌شود اطلاعات يك مرحله بالاتر از داده‌هاي خام مي‌باشد. بر اين مبنا، كه با اضافه كردن بافت و زمينه به داده‌ها آنها را به اطلاعات تبديل مي‌كنيم.

 

2-3-1  مقايسه داده، اطلاعات و دانش و اجزاي آن

حركت بين اين سطوح اغلب فرايند غني‌سازي ناميده مي‌شود. زماني كه قواعد تركيب در مورد علائم به كار مي‌رود، علائم تبديل به داده مي‌شوند. داده‌ها درون يك عبارت ويژه قابل تفسيراند، بنابراين اطلاعات براي گيرنده فراهم مي‌آيد. زماني كه اطلاعات وارد شبكه مي‌شود، مي‌تواند در زمينه يك فعاليت خاص به كار گرفته شود كه آن را دانش مي‌نامند (برگرون، 1386، ص 28). داده‌ها، اطلاعات و دانش از فرآيندهاي اجتماعي فراهم مي‌شوند. همچنين آنها دارايي‌هاي يك سازمان و عوامل تشكيل‌دهنده آن مي‌باشند. بنابراين شناخت و تمايز بين آنها براي اعمال و فعاليتهاي مديريت دانش ضروري است.

اطلاعات داراي زمينه خاص و  ارتباط و حاوي استدلال است. پشتوانه تجربي و بستري انديشمندانه به همراه دارد كه با استفاده از آن مي‌توان به حل مسائل پرداخت. چيزي كه اطلاعات بر انجام آن ناتوان است. اطلاعات در صورت از دست دادن زمينه خود و گذشت زمان ارزش خود را از دست مي‌دهد، ولي دانش همواره ارزشمند بوده، برخلاف اطلاعات كه در طي زمان صرف حالت انباشتگي دارد، داراي ارزش افزوده است (مختاري، 1383).

اطلاعات معمولا شكل، اعداد و ارقام، كلمات و گزاره‌هاي انباشته شده را به خود گرفته و غالباً اعداد و گزاره‌ها را در شكلي خلاصه شده تلفيق و معنايي را براي آن ارائه مي‌كند كه بزرگتر از آن چيزي است كه از داده‌هاي خام مكشوف مي‌گردد. ولي نظريه پردازان و دست اندر كاران دانش همگي بر اين باورند كه اين اطلاعات است، نه دانش اگر چه خط دقيق بين دانش و اطلاعات روشن نيست. ليكن چندين ويژگي وجود دارد كه اين دو را از هم جدا مي‌كند.

الف- سطح ظرافت: اطلاعات نوعاً به موقعيتها، شرايط، فرآيندها و يا هدفهاي خاص اشاره دارد. در اين صورت در برگيرنده سطحي از ظرافت و دقت است كه آن را براي كار مورد نظر مناسب مي‌كند.

ب- زمينه: اطلاعات در برگيرنده داده در زمينه است. زمينه ممكن است محصول، مشتري، يا فرآيند كسب و كار باشد و شكل اوليه داده را تا سطح اطلاعات ارتقاء دهد. زمينه، اطلاعات را براي مديران براي تصميم گيري و برنامه ريزي مفيد مي‌كند.

ج- دامنه: اطلاعات كلاً محدود به زمينه‌اي است كه در آن ايجاد مي‌شود. اطلاعات فروش به مديران در خصوص فروش مطالبي ارائه  مي‌دهد. دانش فراتر از زمينه خاص اطلاعات رفته، آن را قادر مي‌سازد تا در موقعيتهاي گوناگون كاربرد داشته باشد. براي نمونه اطلاعات در خصوص مشتري بايد بيشتر در معرض تغيير و تحول قرار گيرد، تا بتوان روابط را كشف و آن را به دانشي كه بيش از زمينه اطلاعات مشتري است تبديل كند.

د- بهنگام بودن: اطلاعات بر زمان مبتني است، بنابراين به طور مداوم در حال تغيير است. به مجرد اينكه داده جديد اخذ شود، اطلاعات جديد مي‌تواند و بايد توليد شود. اطلاعات فروش ماههاي مختلف با هم تفاوت دارد، زيرا داده‌هاي شالوده‌اي آنها تغيير پيدا كرده است. دانش در عوض، حساسيت زماني كمتري دارد. (رادينگ، 1383).

پايان نامه تاثير پياده سازي نظام چهار مرحله اي مديريت دانش

متن كامل در سايت زير

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ آبان ۱۳۹۷ ] [ ۰۷:۳۰:۲۱ ] [ محمد ]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
توضیحات سایت

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب