مقالات
 
نويسندگان
جستجو
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4
دیروز : 2
افراد آنلاین : 1
همه : 242

نوآوري سازماني

امروزه نياز سازمان­هاي دولتي در كنار ساير سازمان­هاي متعلق به بخش خصوصي، به توسعه به خصوص در دهه­هاي اخير و ايجاد فرهنگ رقابت درزمينه هاي اقتصادي و سياسي و اجتماعي در روابط بين الملل باعث توجه ويژه­اي به نوآوري شده است. خلاقيت و نوآوري از عناصر اساسي در حفظ حيات و حركت هر جامعه­اي در محيط سازماني هستند. در اين راستا دانشمندان علوم انساني پايين بودن رشد اقتصادي و توسعه را در فقدان خلاقيت و نوآوري در جوامع و سازمان­هاي آنها مي­دانند.(آزاده دل، 1389، ص16). بررسي عملكرد اغلب سازمان­ها نشان مي­دهد پديدۀ  نوآوري در بسياري از سازمان­ها به دقت درك نشده و به صورت كامل از پتانسيل اين پديده چند بعدي استفاده نشده است.(شجاعي، 1387، ص80 ). در مورد اهميت رو به گسترش نوآوري در سازمان، و نيز پوياتر شدن بازار، مؤافقت عمومي وجود دارد. سازمان­ها بايد براي پاسخگويي به تقاضاها و سبك زندگي متغير مشتريانشان و همچنين به منظور بهره برداري از فرصت­هاي ايجاد شده توسط فناوري و تغييرات بازار، مي­بايست نوآور باشند(رولي و براقه و سامبروك، 2011)، و براي اين منظور دانش براي سازمان به تنهايي منبع مهمي نيست. دانش براي دانش نيست بلكه، دانش براي عمل و بهبود عملكرد مهم است. به اين ترتيب درقلب مديريت دانش بايد نوآوري را جستجو كرد. زيرا مزيت رقابتي پايدار ، در نوآوري پنهان است.(دهقان نجم[1]،2010) در حقيقت تأثير دانش از طريق ايجاد تفكرات جديد در توليد و نوآوري­هاي عمومي مي­باشد(بورقيني[2]،2005) و خلاقيت و نوآوري يكي ازكليدهاي سودمندي و استفاده در مديريت دانش است. هنري و والكر[3](1991)خلاقيت و نوآوري را به "دانش نو" و يا "دانش ساختاريافته جديد" پيوند داده­اند. دانش نو، مي­تواند علمي-فني و يا اجتماعي باشد.(لي وجانگ وگول،2001)

-از نظر كلين اشميت و كوپر[4] ، اهميت نوآوري را به سختي مي­توان درك كرد. نوآوري به طور بالقوه باعث پاداش­هاي بيشتر، فروش بيشتر، سودآوري و افزايش سهم بازار مي­شوند. (صفرزاده و تدين و حرمحمدي، 1391) علاقه سازمان­ها به مديريت دانش به خاطر تأثير مثبت آن بر نتايج سودآوري است مانند افزايش توليد و نوآوري در كالاها و خدمات است. (داروچ[5]،2005) نوآوري نقش مهمي در توسعه اقتصادي دارد و توجه بسياري از پژوهش گران را به خود جلب كرده است و در اين حوزه مطالعات بسياري صورت گرفته است.(ليائو و همكاران، 2008، ص185)كه در ادامه به آن مي­پردازيم.

2-4-1) خلاقيت[6] و نوآوري[7]

معمولاً واژه خلاقيت با نوآوري به طور مترادف استفاده مي­شود اما بيشتر محققان معتقدند كه بايد دو اصطلاح نوآوري و خلاقيت را به طور جداگانه در نظر گرفت، چرا كه داراي معاني و تعاريف جداگانه­اي هستند.

خلاقيت اشاره به آوردن چيزي جديد به مرحلۀ وجود دارد، در حاليكه نوآوري دلالت بر آوردن چيزي جديد به مرحلۀ استفاده دارد.(طالب بيدختي و انوري،1384،ص2)به اين معنا كه خلاقيت بر خلق چيز نو دلالت دارد و يك فرآيند انساني است كه به نتيجۀ نو و مفيد (حل مشكل فعلي يا برآورده ساختن يك نياز) مي­انجامد. نوآوري به كارگيري ايده­هاي نوين ناشي از خلاقيت است كه مي­تواند يك محصول جديد، خدمت جديد يا راه حل جديد انجام كارها باشد.

خلاقيت: تحقيق در مورد خلاقيت و عناصر تشكيل دهنده آن، بيش از يك قرن پيش توسط دانشمندان علوم اجتماعي شروع شد، ولي انگيزه اساسي براي پژوهش بيشتر در سال 1950 توسط گيلفورد[8] ايجاد گرديد. گيلفورد خلاقيت را با تفكر واگرا (دست يافتن به رهيافت  هاي جديد براي حل مسائل) در مقابل تفكر همگرا (دست يافتن به پاسخ صحيح) مترادف مي­دانست. لوتانز استاد رفتار سازماني­، خلاقيت را به وجود آوردن تلفيقي از انديشه­ها  و رهيافت­هاي افراد يا گروه ها در يك روش جديد تعريف كرده است. بارزمَن خلاقيت را فرآيند شناختي از به وجود آمدن يك ايده، مفهوم، كالا يا كشفي بديع مي­داند (بيدختي و انوري، 1384، ص5).

خلاقيت از ديدگاه سازماني: خلاقيت يعني ارائه فكر و طرح نوين براي بهبود ارتقاي فعاليت­هاي سازمان (بهبود عملكرد) مثلاً افزايش بهره وري يعني افزايش توليدات يا خدمات، كاهش هزينه­ها، روش­هاي بهتر و خدمات جديد. چنانچه ملاحظه مي­شود خلاقيت با بهره وري رابطه مستقيم داشته و موجب بالا رفتن سطح عملكرد در يك سازمان خواهد شد (نوروزي و كاوسي، 1386، ص4).

-ازنظرآمابيل[9] نوآوري سازماني را پياده كردن و اجراي مؤفقيت آميز ايده­هاي خلاق در سازمان تعريف مي­كند. نويسندگان و محققان سازمان و مديريت با توجه به مكاتب فكري، ديدگاه نظري و بينشي كه دارند اهميت و اولويت متفاوتي نسبت به اين دو مفهوم قائلند. مثلاً روانشناسان به خلاقيت كه بيشتر يك مفهوم فردي است اهميت بيشتري مي­دهند و آن را عام و شامل نوآوري نيز مي­دانند و بر عكس، جامعه شناسان و محققان صنعتي براي «نوآوري» كه بيشتر يك مفهوم گروهي و اجتماعي است، اهميت بيشتري قائل شده و آن را عام و خلاقيت را يكي از مراحل نوآوري تلقي مي نمايند. براي مثال، يكي از نويسندگان اشاره مي­كند كه خلاقيت به ايجاد ايده­هاي جديد توجه دارد در صورتي كه نوآوري به كاربرد آن مي­پردازد. پس خلاقيت نقطه آغاز هر نوآوري است و نوآوري تلاش براي تبديل ايده خلاق به محصولات يا فرآيندهايي است كه نهايتاً موجب بهبود خدمات به مشتري، كاهش هزينه و يا ايجاد درآمدهاي جديد براي يك سازمان مي انجامد، وي نتيجه مي­گيرد كه:

بهره برداري+اختراع+تصوريامفهوم(استنباط)=نوآوري

«تصور» به ايده­اي اشاره دارد كه ممكن است باتوجه به يك چارچوب مرجع (مثلاًفرد، قسمت سازمان يا مجموعه دانش موجود) جديد باشد «اختراع» به هر نوع ايده جديدي كه به واقعيت تبديل شده اشاره دارد و واژه «بهره برداري» حداكثر استفاده از يك اختراع را نشان مي­دهد و بنابراين «تصور» ، «اختراع» و «بهره برداري» همه از اجزاي نوآوري  هستند.(آمابيل،1998)

تعاريف ديگري نيز دربارۀ خلاقيت در جدول (2-7) و تفاوت آن با نوآوري جدول (2-8) ارائه گرديده است. البته ما در اين پژوهش خلاقيت  را به معناي نوآوري در نظر گرفته­ايم.

 

 

 

آيزنگ،آرنولد،ماي لي(1972)            منصور(1372)

خلاقيت فرآيندي رواني است كه منجر به حل مسئله ، ايده سازي ، مفهوم سازي ، ساختن اشكال ظريف ، نظريه پردازي و توليداتي مي شود كه بديع و يكتا باشند .

فرهنگ روان شناسي وبر

خلاقيت عبارتست از ظرفيت ديدن روابط جديد ، پديد آوردن انديشه هاي غير معمول و فاصله گرفتن از الگوي سنتي تفكر .

تورنس(1979)

خلاقيت فرآيندي است كه شامل حساسيت نسبت به مسائل ، كمبودها ، تنگناها و ناهماهنگي ها مي شود. حساسيتي كه به دنبال تشخيص مشكل يا مشكلات به وجود مي آيد و به دنبال آن جست و جو براي يافتن راه حل هاي مشكلات و طرح فرضيه هايي براي اين منظور آغاز مي گردد. سپس فرضيه ها آزمايش و تعديل مي شود و نتايج نهايي به دست مي آيد .

فرهنگ روان شناسي سيلامي خان زاده(1358)

خلاقيت همان تمايل و ذوق به ايجادگري است كه در همۀ افراد و همۀ سنين به طور بالقوه وجود دارد و با محيط اجتماعي – فرهنگي پيوستگي مستقيم و نزديكي دارد. شرايطي مناسب لازم است تا اين تمايل طبيعي به خودشكوفايي به تحقق پيوندد ... .

ويزبرگ(1992)

خلاقيت يعني پديد آوردن دستاوردهاي جديد و ارزشمند ، بر اساس نوعي تفكر كه در همۀ افراد ، كمابيش ، وجود دارد .

ورنون(1989)

خلاقيت توانايي شخص در ايجاد ايده ها ، نظريه ها ، بينش ها يا اشياي جديد و بازسازي مجدد در علوم و ساير زمينه هاست كه به وسيلۀ متخصصان به عنوان پديده اي ابتكاري و از لحاظ علمي ، زيبايي شناسي ، فن آوري و اجتماعي با ارزش قلمداد گردد .

جدول(2-7) تعريف خلاقيت از ديدگاه هاي مختلف (نوروزي و كاوسي،1386،ص5)

 

 

 

 

 

 

تغيير

خلاقيت

نوآوري

ايجاد هرآنچه با گذشته تفاوت داشته باشد.

فعاليت فكري ذهن

جنبه عملي وكاربردي دارد ومحصول نهايي خلاقيت است

تمام تغييرها نوآور نيستند.

ايجاد انديشه نو

ايده هاي جديد براي سازمان تمام نوآوري ها نوعي تغيير هستند.

حركت از وضعيتي به وضعيت ديگر

بكارگيري توانايي هاي ذهن براي فكر جديد

خلق ايدۀ خلاق و تبديل آن به محصولات ، خدمات و روش هاي جديد

چيزي را به شكل ديگر در آوردن

دستيابي به اطلاعات نو

عملي و كاربردي ساختن افكار و انديشه هاي نو

جدول (2-8) تفاوت خلاقيت و نوآوري و تغيير(اميريان زاده،1387،ص39)

پايان نامه رابطۀ مديريت دانش و نوآوري سازماني در گمرك جمهوري اسلامي ايران

پايان نامه ارشد - موضوع : تاثير پياده سازي نظام چهار مرحله اي مديريت دانش بر كارآيي كاركنان شعب بانك ملي

پايان نامه بررسي نقش دفتر مديريت پروژه (PMO) در ايجاد بسترهاي مناسب جهت پياده‌سازي مديريت دانش

پايان نامه بررسي تاثير نقش مديريت دانش بر اثر بخشي واحدهاي توليدي – صادراتي صنايع لبني استان مازندران

پايان نامه  ارائه مدلي براي انتخاب استراتژي مديريت دانش

پايان نامه رتبه بندي استراتژي مديريت دانش با بهره گرفتن از رويكرد تلفيقي ANP و DEMATEL

 
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۳ شهريور ۱۳۹۷ ] [ ۰۵:۳۹:۵۱ ] [ محمد ]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
توضیحات سایت

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
آرشيو مطالب
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب